کوله بارت را زمین بگذار
تا صادقانه مرا بفهمی
انتظار ندارم که هم سلولی ام بمانی
انتظار ندارم که فکر فرار رو از سرت بیرون کنی
فقط
بعد از رفتنت
رد پاهاتو پاک نکن
#Please save your spoor#
و من چرا به بهانه ی خواندن می نویسم؟
I see a dream & God smiled to me
#Emilly#
لنگستون هیوز رو میشناسید؟(langston Hughes )
( نامی ترین شاعر سیاهپو ست آمریکایی ست با اعتباری جهانی .)
غیر قابل چاپ
راسی راسی مکافاتیه
اگه مسیح برگرده و پوستش مث ما سیاها باشه!
خدا میدونه تو ایالات متحده آمریکا
چند تا کلیسا هس که اون
نتونه توشون نماز بخونه
چون سیاها هرچی هم که مقدس باشن
ورودشون به اون کلیساها قدغنه
چون تو اون کلیساها
عوض مذهب نژادو به حساب میارن
حالا برو سعی کن اینو یه جا به زبون بیاری
هیچ بعید نیس بگیرن به چارمیخت بکشن
عین خود عیسای مسیح!
(البته بیشتر شعرهاش حالت اعتراضی داره )
رویاها
رویاهاتو محکم بچسب
واسه اینکه اگه رویاها بمیرن
زنده گی عین مرغ شکسته بالی میشه
که دیگه مگه پرواز رو تو خواب ببینه
رویاهاتو محکم بچسب
واسه اینکه اگه رویاهات از دست برن
زنده گی عین بیابون برهوتی میشه
که برفا توش یخ زده باشن.
دنیای رویای من
من در رویای خود دنیایی را می بینم که در آن هیچ انسانی انسان
دیگر را خوار نمی شمارد
زمین از عشق و دوستی سرشار است
و صلح وآرامش گذرگاه هایش رامی آراید.
من در رویای خود دنیایی را می بینم که در آن
همه گان راه گرامی آزادی را می شناسند
حسد جان را نمی گزد
و طمع روزگار را برما سیاه نمی کند.
من در رویای خود دنیایی را می بینم که در آن
سیاه یا سفید
از هر نژادی که هستی
از نعمتهای گستره ی زمین سهم می برد
هر انسانی آزاد است
شوربختی از شرم سر به زیر می افکند
و شادی همچون مرواریدی گران قیمت
نیازهای تمامی بشریت را بر می اورد
چنین است دنیای رویای من!
پ.ن1: خوشحالم..........اسمبلی پاس شدم
پ.ن2: روزمرگی من: Tv…………pc………. sleep
پ.ن3: All things in my country have become unbearable
پ.ن4: I don’t wanna carnage
گاهی به اطرافم فکر می کنم
فکم تیر می کشد
شناخت آدما خیلی سخته..
دوباره این شعر تو ذهنم خونده می شه
تا ببینم که کسی نیست به ساحل پیدا
تا بجویم از او راه فردا


